در سه هنگام از زندگي دست انسان، جانشين دست خداست...                                     آنگاه که با زدودن جهل، ناآگاهی ها را به بینش و آگاهی مبدل می کند...                             آن زمان که در جلوه گاه هنر، خلاقیتش متبلور و ظلمت را به نور مبدل می کند...
و در هنگامه ی سنگینی بار نیاز و احتیاج که با سخاوت و همت والا، بارغمی را به شادی مبدل می کند...

برای اینگونه زیستن که رضایت خدا در اوست هر لحظه می تواند آغازی باشد...

نوروز در بهار و بهار در نوروز، نقطه آغاز این زیستن است...

و در این نوروز من نیز به سهم خود...

ارج می گذارم..آنانکه با کلام پر مهرشان ناشر مهربانی اند...

ارج می گذارم.. همه ی کسانی را که درسال گذشته نگاه ناقدشان روشنگر بوده است...

بارالها در این بهار نو، به ما بینشی عطا کن تا درهایی که از روی حکمت به روی ما بسته ای را با جهل و اصرار نگشایيم.