عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود جوینده عشق بی‌عدد خواهد بود

فردا که قیامت آشکارا گردد هرکس که نه عاشق است رد خواهد بود

مولانا یک شاعر نیست، که شعرش افسون می کند. مولانا حکیمی متعلق به قرنها پیش نیست، که حکمتش امروزی ترین است. اگر قرار باشد که پناهنده ای به قرآن باشی، لاجرم حکایات مثنویست که جان را تازه می کند ازموشکافی در آیات. اگر قرار است که شعر ترانگیزد بر خاطر حزین ِ امروزین ِ ما، شمس است که طراوت می دهد بر روح و روان. مولانا بزرگ حکیمی است که آموزه اش نه برای دیروز که برای امروز و سالیان آینده است. شعر و نظم مولوی سرشار از تصاویری است که آن را به حال و هوای امروز ما پیوند می دهد.

مولوي در مورد خويش چنين سروده‌ است:

هوسي است در سر من كه سر بشر ندارد من از اين هوس چنانم كه ز خود خبر ندارم

دو هزار ملك بخشد شه عشق هر زماني من از او به جز جمالش طلبي دگر ندارم

امروز روز ولادت این شاعر و عارف پارسی ست .